10suz olmaz

سفیدشد موهایی که درانتظارت آراسته بودم

10suz olmaz

سفیدشد موهایی که درانتظارت آراسته بودم

10suz olmaz

خیلی دوستون دارم

@missbell0098

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

من و مردی که دوسم داره

                                 _محمد: چرا ازدواج نکردی؟؟

                                  _من: آخه من هنوز بچه ام :)

                                   _من: تو چرا ازدواج نکردی؟؟

                                   _محمد : آخه تو هنوز بچه ای :)





سوراخ توی معده ام

همیشه از استخر و آب و...میترسیدم یادم نبود چرا ولی تازگیا یادم اومد


یکی بهم گفت همیشه با ترست روبه رو شو منم خواستم همین کارو بکنم 

خیره شده بودم به آب و همینجور داشتم فکر میکردم که چطوری باهاش روبه رو بشم تو همین فکرا بودم که یکی هولم داد

شنا بلد نبودم همینجور که داشتم میرفتم پایین به این فکر میکردم که چرا من میترسم 

وقتی بچه بودم تو حیاتمون یه حوض گنده عمیق داشتیم کنارش نشسته بودم و پاهام تو آب بود ولی یهو داداشم هولم داد و بدون هیچ حرکتی رفتم ته... کف حوض خوابیدم نمیدونم چرا دست و پا نزدم..


باز همون لحظه تکرار شد بدون هیچ حرکتی رفتم ته آب 

حس عجیبی بود ترس عجیبی بود کل وجودم پر از آب بود...

وقتی آوردنم بیرون و به خودم اومدم حس میکردم یه سوراخ توی معده ام دارم و قراره ازش آب بیرون بیاد و...


حالا دیگه کلا بیخیال آب و استخر و... شدم چون یه صدایی از همون سوراخ توی معده ام میاد که میگه :با افتادن آتیش توی آب، نه آتیش خاموش میشه، نه آب بهار میشه

برگشتم خونه با یه بسته قرص محبت

چند وقته نیستم ؟ شما که دیگه حواستون هست مگه نه؟؟

بیمارستان هواش یجوریه از وقتی آوردنم اینجا اصن حالم بدتر شده

یه تعارفی زدیم گفتیم برین به خونه زندگیتون برسین همشون رفتن 

دختر که یدونه نباشه محبت نسبت بهش کمتر میشه 

حس میکنم دوسم ندارن بدجوری کمبود محبت دارم


اینارو بیخیال  


یه چی بگم بخندین...

مامان سحری بلندم کرد گفت پاشو قرمه سبزی بخور گفتم مامان هولش بده این طرف سر جام بخورم خو 

برگشته میگه اینجا نیس که برو از آشپزخونه بردار بخور

نمیدونم چرا ولی قهر کردم که هیچ از اونموقع گریه کردم تا صبح خخخخ


مریضم خو مریییض


ماه رمضونی برا شفای من دعا کنین با تچکل :)

عجیب غریب شدم:|

نومودونم چلا ولیییی دلم میخواد یکیو اذیت کنم حرصش بدم :|   اونو حرص بدم و خودم هروکر بخندم اصن از خنده غش کنم 

انقد بخندم که از خندم حرصش بگیره :|

حالا این حس به کنار 

اینو کجای دلم بذارم که با اهنگ غمگین انقد میخندم که همه تعجب میکنن :|

میدونم الان میاین میگین خوددرگیری مزمن داری:) 

حالم خوووبهههه  خوشحالم واین بیشترمنو خوشحال میکنه  برای این حال خوب هم باید از دوستام و یه مرد مجهول که نمیشناسمش ولی مثل یه پدر مثل یه برادر کنارم بود تشکر کنم  و بهش بگم با اینکه نمیشناسمت ولی خیلی میخوامت عزیزدل خواهر:)


تک تک سلولای بدنم گشنه اس

میام به وبلاگ دوستان سر میزنم پست هاشون رو میخونم واقعا حالم خوب میشه جا داره به همتون بگم که واقعا دوستون دارم :)


دستم دیگه داره میلرزه از گشنگی خخخخ 



اینم بپرسم برم بخوابم ...کسی اینجا باشگاه پرواز رو میشناسه؟؟