10suz olmaz

سفیدشد موهایی که درانتظارت آراسته بودم

10suz olmaz

سفیدشد موهایی که درانتظارت آراسته بودم

10suz olmaz

خیلی دوستون دارم

@missbell0098

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

فکر و خیال

هووووفففف با اینکه بیخیالش شدم ولی انگار اون قرار نیست بیخیالم بشه 


دیشب خوابشو دیدم صبح انقد عصبی بودم که دلم میخواست زنگ بزنم بهش بگم از زندگیم رفتی از خوابمم برو خب اه 

کی فکرشو میکرد بعد اون همه سال اینجوری بشه :|


دیروز تو خیابون یه خانوم پیری جلومو گرفت و اطلاعات کسب کرد آخرشم گفت اگه دیپلمت رو میگرفتی و دیگه درس نمیخوندی میومدیم خواستگاریت :| :| زنداداشم گفت نه این قراره بره دانشگاه :|


خواستم بگم اینا همونایی هستن که میرن بازار قیمت میکنن و چیزی نمیخرن :|



هنوز بچه ام

هنوز چند ماه مونده تا بزرگ بشم واس همین نمیشه رای بدم :|

مثل بچگیام هوس کردم زود بزرگ بشم^ _ ^


هعی :(



نقطه سر خط :)

تا آخر خط باهات میومدم

اگه سر راهم نقطه نمیذاشتی : )

روز جوان

امروز گفتیم روز جوونه بریم چنتا عکس بگیریم حال و هوامون عوض بشه 

بدجور ضد حال شد از هر زاویه که عکس گرفتم دماغم گنده افتاد:|:|

همینجوریشم گنده اس ها ولی خب تو عکس یکم مراعات نمیکنه:|

بعضی وقتا که میگم میخوام عملش کنم ....میگه :بیخیال بابا خوش باش مثبت فکر کن آخرشم میگه هرکه دماغش بیش نفسش بیشتر این آخریه حالمو خوب میکنه:)

بدشانسی

آقا اینم بگم رفتم

چند روز پیش یه جایی قرعه کشی بود مام بیست نفربودیم اونام 25تا جایزه داشتن قرعه کشی کردن


ینی به خیلیا دوتا دوتا رسید به من و دوستم هیچی تفففففف


ینی شانس ازمون میچکه خخخ

حسِ خوبِ گوگولی مگولی

امروز داشتم یه فیلمی میدیدم داستان بچه های یه مدرسه بود معلمشون ازشون خواست تا آرزوهاشون رو بنویسن هرکدومشون آرزوهای خودشونو داشتن بعد یه نسخه از آرزوهاشون چاپ شد و رسید دستِ پدرومادرشون خیلیاشون به آرزوشون رسیدن

منم یه لحظه یاد آرزوهای بچگیم افتادم اینکه آرزو داشتم یه دوچرخه خوشگل وتوپ داشته باشم وباهاش برم همه دنیارو بگردم ولی خب بزرگترکه شدم تصمیم گرفتم دکتربشم الانم میخوام دبیر زیست بشم  ولی این تصمیم رو دیگه عوض نمیکنم بدجور دارم تلاش میکنم تا دبیری قبول بشم


 شما آرزوی بچگیتون چی بود؟؟؟

سوتی

امروز تو سالن اجتماعات مدرسه داشتیم واس برنامه های آینده تمرین میکردیم واین حرفا کلاس دومیا اومدن نگاه کنن بیرونشون کردیم بعدش نوبت اونا شد اومدن واسه تمرین سرود ما رفتیم سرکلاس دوستم خواست بره مسخرشون کنه هی رفت درو باز کرد بقیه دوستان رفتن نگاه کردن اخرش کار به جایی رسید که در رو قفل کردن دوستمم با عصبانیت اومد خواست بگه فک کردن کی هستن محکم گفت حالا فک کردن ما کی هستیم:|:|


این که چیزی نیست زنداداشم پیامک رایگان داشت از8صبح تا11شب اونوقت10:30 بهم پیام داده ساعت گوشیتو دو ساعت بکش عقب تا دیرتر تموم بشه عجبا

برگشت هیولا

سلام خوبین؟؟

اصن کسی هست که من اینجا بهش سلام کنم و حالشو بپرسم؟

خیلی وقت بود که نبودم لازم بود روی خودم کارکنم و بزرگ بشم وبقول مامان دخترخوبی بشم.پارسال با زندگی لج کردم و بدجور حالمو گرفت بدجور زمینم زد اصن له له شدم ولی خب به منم میگن تک سوار خل وچلا خخخخ امسال باز دارم خودمو واسه جنگ آماده میکنم فقط شما دعا کنین موفق بشم قول میدم برا همتون جبران کنم مثلا عروسیم دعوتتون میکنم البته واسه اونم باید دعا کنینا که یکی پیدا بشه بتونه منو تحمل کنه وحرفامو گوش کنه و منو بگیره خخخخخ 



در کل بگم دوستون دارم بقول پسرعمم بوسی بوسییی خخخ